غریبه که به منطقه ی ما پا میگذارد ، با کوله باری از تصورات پیشین از عسلویه پایتخت اقتصادی ایران ، خود را در یک منطقه ی صنعتی و شلوغ می بیند که در نظر یک فرد تحصیل کرده و "انسان" ! نیازمند بسیاری از تغییرات است که شاید هنوز خیلی از آنها نه عملی شده است و نه حتی در برنامه ها جایی داشته باشد!
آن مسافر تازه از راه رسیده ی غریب ، با خبرهایی که روزانه به گوشش می خورد فکر آنچنانی درمورد عسلویه می کند. بعضی ها بر این باورند که مردم عسلویه به دلیل وجود شرکت های نفت و گاز و ایجاد اشتغال! در بهشت هستند .
تصوری که به احترام معتقد به آن ، فقط به آن گوش میدهیم! تصوری که بسیار دور از واقعیت است. کسانی فکر می کنند مردم عسلویه روی فرشی از طلا ، خیابان هایی از پول رفت و آمد می کنند!
ولی بسیاری از موارد موجود در عسلویه این تصورها را به شدت رد می کند.
مردمی قانع و کم توقع و مهربان! این خصلت ما جنوبیهاست! اوایل ورود شرکت ها ، بومی های شهرستان عسلویه با آغوشی باز پذیرای دولتی ها و نفتی ها بودند. مزارع و خانه هایشان را برای پیشرفت کشوری که در آن زندگی میکنیم، دادند. آن اعتماد چقدر می ارزد؟؟؟!! صداقت مردم کجای توجه مسئولین است؟؟!
بعد از سال 1377 عزیزان زیادی را در جاده های شلوغ منطقه از دست دادیم. کسانی که دلیل مرگشان ترافیک بالای جاده های منطقه بود و هست.کسانی که دیگر میان ما نیستند. سالهای قبل از آن ، زندگی بسیار آرام تر از این بود ، چه کسی جوابگوست؟!
از اینها که بگذریم ، با این همه ناملایمات برخی مسئولین، مردم ما هنوز مانند یک شهروند کشوری بدون نفت و گاز و پسته و فرش و زعفران و... زندگی گذرانده اند.

هنوز به مسائل بهداشتی توجهی نشده است. در اثبات این ادعا بیمارستان تامین اجتماعی را می توان مثال زد. قریب به یک دهه است که مردم به وعده های مسئولین دل خوش کرده اند! حرفهای خشک و خالی که بسیار خطرناک هستند. از این جهت که این کارهای مسئولین عزیز ما ! باعث بی اعتمادی به خود و هم نوعان خودشان می شوند. آخر کدامین همشهری در عسلویه به حرفهای مسئولی در مورد بیمارستان اعتماد خواهد کرد؟!
نمی دانم 70 من کاغذ - یا 70 گیگابایت فضای مجازی - می تواند خستگی مردم را منصفانه بدون کم کاستی نشان دهد یا نه!










روستای بندو آخرین روستای استان بوشهر است به سمت هرمزگان ! و یکی از روستاهای پایتخت اقتصادی و انرژی ایران اسلامی ، و شهرستان گاز خیز ! عسلویه است. در روستا کمی بیشتر از 600 نفر انسان زندگی خودشان را می کنند! این 600 و اندی نفر در 100 و اندی خانه روزگار می گذرانند !