چندی پیش در عسلویه که نام پایتختی اقتصاد و صنعت ایران را یدک می کشد، خبری منتشر شد که بزرگترین مرکز فوریتهای پزشکی کشور در این منطقه ی گاز خیز احداث می شود.- روزنامه مردم سالاری - نسخه شماره 2415 - 1389/05/10
حوادث و سوانح رانندگی نیاز به این گونه بخشها را شدت می بخشد. حال اینکه ما در بخشی زندگی می کنیم که روزانه مقادیر زیادی آلودگی در این منطقه آزاد می شود و آسمان آبی آن را به صفحه ای سیاه تبدیل کرده است و هزاران بیماری به همراه آورده است، وجود خدمات درمانی و بهداشتی در پایتخت اقتصاد ایران را بیش از پیش ملز م می کند.اما آیا این بخش می تواند جوابگوی بیماران اورژانسی چند هزار نفری منطقه ویژه و بومیان بخش عسلویه باشد. یعنی کمکی به بیماران در حال مرگ و بیماران قلبی و آنهایی که سکته کرده اند می کند؟
یکی از شهروندان که در اورژانس جاده ای همین منطقه کار می کند می گوید : در اتفاقاتی که برای شهروندان ما می افتد و از خانه یا محل حادثه به اورژانس خودمان در چاه مبارک می آوریم به دلیل نبود امکانات، بیمار را به نزدیکترین بیمارستان می رسانیم(برسد یا نرسد با خداست) تا بعد از کمکهای اولیه اقدامات و درمانهای بعدی صورت گیرد. نزدیکترین بیمارستان به عسلویه (در استان بوشهر) ، بیمارستان امام خمینی بندر کنگان است که یک ساعت و نیم با مرکز اورژانس جاده ای چاه مبارک فاصله دارد! حال خواننده حساب کند که بیماری که سکته ی قلبی کرده باشد و فرصتی فقط و فقط 5 دقیقه ای داشته باشد تا به خواست خدا و شوکی از تکنسین دوباره زنده شود چگونه می تواند تا 110 کیلومتر دوام داشته باشد؟!

می گوید بیمارانی را دیدم که فقط با دی سی شوک می توانستیم آنها را با اراده ی خدا به زندگی باز گردانیم ولی افسوس که حتی دی سی شوک هم نداشتیم که به داد این بیمار برسیم. چون او سکته ی قلبی کرده بود.
دی سی شوک می تواند یکی از وسایل اولیه ی هر مرکز درمانی باشد.
دیگر مسئله این است که بیماران اورژانسی این مرکز را که طبیعتا حالتی اورژانسی دارند در بیمارستان رستمانی پارسیان راه نمی دهند! تصور کنید انسانی را که نامی از انسانیت یدک می کشد را به استان دیگر راه نمی دهند تا در راه بیمارستانی دور شاید جان بسپارد.فاصله ی مرکز اورژانس چاه مبارک تا بیمارستان رستمانی پارسیان فقط 50 کیلومتر است که نزدیک ترین بیمارستان به روستای چاه مبارک است.
فوریتهای پزشکی مجهز به تجهیزات مدرن در حد یک پایتخت می تواند به این منطقه کمک کند و در خدمت مردم بومی و کارکنان باشد ولی آیا تجهیزات این مرکز می تواند در حد بیمارستانی باشد که مردم عادی و بومی که بیماری اورژانسی ندارند را پذیرا باشد؟ طبیعتا خیر!
در کنار این مسئله با معلوم نشدن ساخت مرکز فوریتهای پزشکی منطقه ویژه تا این لحظه ، که قول آن داده شده است، نیاز به بیمارستانی مجهز در این بخش طلا خیز به شدت احساس می شود.بیمارستان تامین اجتماعی عسلویه هم که هر وقت از کنار آن رد می شوم مات و مبهموت می شوم که چرا نیمه کاره رها شده است؟!
روستای بندو آخرین روستای استان بوشهر است به سمت هرمزگان ! و یکی از روستاهای پایتخت اقتصادی و انرژی ایران اسلامی ، و شهرستان گاز خیز ! عسلویه است. در روستا کمی بیشتر از 600 نفر انسان زندگی خودشان را می کنند! این 600 و اندی نفر در 100 و اندی خانه روزگار می گذرانند !