
تصویر با اندازه ی واقعی در ادامه مطلب
در جوار روستاهای عسلویه که دود آلودگی پایتخت انرژی کشور را در چشم دارند لوله های آب 56 اینچی میگذرد. لوله های آب شیرین سد کوثر.این لوله ها دارای آبی هستند که به آن طرح محرم می گویند.این لوله ها با گذر از چند متری روستای بندو هیچ حاصلی برای مردم روستا نداشته و حتی موجب قطعی آب شوری شد که مردم قبل از این طرح از آن استفاده میکردند!
این در حالی است که لوله های انتقال آب سد به روستاهای کوشکنار و برکه دوکا و... از استان هرمزگان در دست اجرا بوده و به سرعت در حال اتمام پروژه انتقال آب شیرین به این روستاها است! اما این مردم که سی سال از نظام جمهوری اسلامی در این خطه حمایت کرده اند و حتی در یک وجب از خاک کشور اهمال نکرده اند هنوز که هنوز است از آب شیرین محروم هستند.این سناریو در حالی پیش میرود که شورای اسلامی روستا از این مشکل به همه جا شکایت کرده ولی همیشه با وعده و وعیدهای مسئولین از حل آن عاجز ماندند.
از حل آن عاجزماندند تا بازهم از آب برکه هایی استفاده کنیم که ph آن 10 و 40 ( ده و چهل) است.آب این برکه ها پر از زباله و واقعا" غیر قابل شرب است ولی هم اکنون هم از ان استفاده می شود.
پی نوشت: زنی رو تو کوچه دیدم که گاری داشت. و می رفت طرف برکه که آب بیاره خانواده بخورند.
فرض کنید یک فرد سیگاری در روز به اندازه ی نیم دلار یا همان 500 تومان برای مصرف سیگار خرج ریه هایش کند ، در ماه ۱۵ هزار و در سال بیش از ۱۸۰هزار تومان می شود که این رقم کمی زیاد است. حال این مبلغ را ضرب در سالهایی کنید که سیگاری است. این رقم سنگین مبلغی تا حدود ۱ الی ۲میلیون تومان است. این یک بعد از مصرف دخانیات است.در این بحث مضرات دخانیات بر سلامت انسان را که نعمت بسیار بزرگتر از ثروت است را در نظر نگرفته ایم. کمی فکر کنیم! و بیاییم در این قضیه تجدید نظر کنیم .
در این راستا و برای نمایان ساختن کم و بیش مضرات دخانیات در جامعه ، جوانان روستای بندو با همکاری دهیاری ، شورای اسلامی و چند سازمان دیگر در منطقه ی عسلویه اقدام به برگزاری نمایشگاه مبارزه با دخانیات خواهد نمود.این نمایشگاه 7 روزه ، از 4 تیر ماه در آموزشگاه امت روستای بندو کار خود را آغاز و در 10 تیر به فعالیت خود پایان خواهد داد.
+ همچنین از علاقه مندان در بخشهای زیر دعوت به ارسال آثار می نماییم :
1. عکس و پوستر
2. خاطره یا تجربه
3. وبلاگ نویسی
4. نشریه دیواری
5. مولتی مدیا
6. مقاله نویسی
راشل کوری زنی بود که حدود ده سال پیش در غزه زندگی میکرد او آمریکایی بود و آمده بود تا همپای مردم غزه تلخی های زندگی در آنجا را تجربه کند نه برای تحقیقات و نه تاثیرات سوء تغذیه بلکه به خاطر حس انسان دوستی و حق طلبی که گم شده بود .او در غزه زندگي ميکرد که ارتش اسرائيل به خانه اش حمله مي کنند و خانه اش را ويران مي کنند. او در آن جنابت کشته مي شود.
راشل کوری اما امروز نام کشتی ایرلندی است که برای بیدار کردن وجدان انسانهای به خواب رفته و در بیشتر اوقات به خواب زده شده به سمت غزه در حال حرکت بود.که نیروی دریایی اسرائیل آن را متوقف و به بندر اشدود اسرائیل کشاندند ! آن هم و باز هم در دریای آزاد و بین المللی .دزدی دریایی آشکار در دریای آزاد .
درزمانی که دزدان دریایی در سومالی به دزدیدن کشتی می پرداختند همه ی عالم درگیر این مسئله شد. فرانسه و آمریکا نیرویی فرستادند و همه از این خطر جهانی احساس بی امنی کردند حال اینکه گروهی بی اصل و نسب در سرزمینی مغتصب اقدام به دزدی دریایی میکنند به کشتی ها حمله می کنند و علاوه بر این سرنشینان آن را به خون میکشند.این بار نه فقط کسی چیزی نمیگوید بلکه با محکوم کردن این نادانان مخالفت میکند و از حق نابجای وتو استفاده میکند.حق وتوی نابرابری که در بیشتر اوقات بر ضد کشورهای عربی و اسلامی بوده است.
ولی این پایان راه نیست. کشتی ها در راه اند .کمکها پرشور اند.صداها رسا و واضح هستند و دادگاههای ترکیه فعالند
چند روز پيش 6 کشتي از بيش از 40 کشور از جمله ترکيه ،يونان ، سوئد ، اسپانيا، دانمارک ، نروژ ، کويت و اردن و... در درياي مديترانه..
اين کشتي هاي صلح طلب و انساندوست که از تمام شخصيتها و از تمام رنگها و نزادها در آن بودند براي کمک به مردم در غزه راهي اين زندان بزرگ شدند تا حصار غاشم تار عنکبوت را بشکنند آنها چيزي جز غذا و دارومواد بهداشتي در سطح کشتي نداشتند آنها فقط و فقط براي مردم مظلوم فلسطين دلشان به درد آمده بود و فرقي نداشت از پارلمان دانمارک باشند يا يک مرد دين و يا ترک باشد و در کنارش يک يوناني و در يک کشتي! اينها مرداني هستند که صبح امروز بعد از رسيدن به چند صد مايلي غزه ودر آبهاي آزاد مديترانه مورد هجوم کماندوهاي رژيم هميشه بالاتر از قانون اسرائيل قرار گرفتند تا دل صدها ميليون نفر در سراسر جهان را به درد آورند تا همه ي شبکه هاي تلويزيوني نا خواسته اين حمله را مخابره کنند.
کشورهاي جهان امروز و بعد از اين حمله ، خواسته يا نا خواسته يا به اجبار بيانه دادند و سفراي خود را از اسرائيل فرا خواندند و و از سفراي اسرائيل به خاطر اين عمل غير انساني پاسخ خواستند . در بخشي از سخنان سخنگوي وزارت امور خارجه ي اسرائيل با شبکه ي الجزيره ي قطر اينگونه آمده است که : ما به استناد قوانين بين الملي اين کار را در درياي خودي و داخلي اسرائيل انجام داديم و قوانين ديگر را به شيوه ي اسرائيلي تحليل و تفسير مي کنيم و هيچ قانون و موئسسه اي نمي تواند ما را محکوم کند. طوري سخن مي گفت که ديگر کسي دنبال اين مسئله را نخواهد گرفت!
اسرائيل بعد از حمله صبح امروز به کشتي هاي حامل کمکهاي اوليه در پي توجيه اين مسئله بود که درکنفرانس خبري وزيرجنگ اسرائيل پيدا بود که به اينکه اسرائيل قوانين بين الملي را خرق کرده است و اين حمله يک جرم بين الملي است کار ندارد يعني ديگر کار ندارد و از اين آبرو گذشته اند و خدشه دار شدن آبرو يشان ديگر مهم نيست و مهم اين است که چگونه اين حمله را توجيه کنند.
و اما مصر که مي توانست با باز کردن معبر رفح در مرز با غزه از اين کار جلوگير ي کند و ديگر نيازي براي بردن کمکهاي مردمي از طريق کشتي نبود ، سفير اسرائيل را فرا خواند! اردن هم همينطور!
قطر که در حل و فصل سوء تفاهمات بين حماس و فتح و بسياري از مسائل مهم منطقه تلاش و سعي خود را ميکند خواستار تشکيل جلسه ي آقاي بان کي مون چشم بادامي شد!
ترکيه اما سفير خود را فرا خواند و مانور مشترک را لغود کرد و نشان داد که مي تواند!
و مانده ام چگونه تمام کنم ...
کاش کشورهاي منطقه مانند ترکيه باشند. حداقل در سياست خارجي.
نامه اي به نماينده ي مجلس
به نام خدا
آقاي نماينده ي مردم در مجلس
سلام.
اميدوارم حالتان خوب و خوش باشد که اين نامه ي مرا تا آخر بخوانيد.
من از خطه ي جنوب از جايي که به آن اگزوز ايران ميگويند برايتان اين مطلب را مي نويسم من از استان بوشهر و شهر هزار لوله هستم.از جنوب و جايي که شما متولد شده ايد.
از جايي که از آن به عنوان پايتخت اقتصادي ايران ياد ميشود.. من از عسلويه هستم. از بخشي که شنيده ام از مردمش خون نميگيرند چون آلوده است. ودر حيرتم چه کسي اين خون ما را آلوده کرده است.
صبح که پدرم مرا از خواب بلند کرد(میکند) تا نمازم را بخوانم چشمانم بعد از وضو سوخت (ميسوزد!)نميدانم از آبيست که ما داريم يا از قصه ي ديشب که دوستانم تعريف ميکردند! ديشب را به زور خوابيده اند انگار داشته اند خفه ميشدند کولر روشن و هواي آلوده اي که از آسمان شهر شعله ها مي آمده است. نمي دانستند که گلويشان حالا پر از فاضلاب شعله ها شده است .نميدانند که ريه هاشان براده اي از گاز سوهان شده دارد. ديشب را من خواب بوده ام و از اندوه خبر نداشته ام. خوابي آرام به دور از هياهوي بيماران آسم.
و اما ديشب خواب ديدم..... خواب ديدم شيري مرا دنبال مي کند . او ترس نداشت اما چون شير آب بود و آب نداشت من از آن ترسيده بودم .ترسيده بودم تا حد فرار اما فرار نميکردم..!
چون ياد شما افتادم .. و اين سوال که آيا روزي اين شير آب به خواب شما آمده است؟ و آيا روزي اين شير شما بي آب بوده است؟! و اگر شير آهنگ غم بي آبي مينواخت ، شما کسي را مقصر ميدانستيد؟!
باتشکر
پسری از بخش عسلویه (حوزه ی انتخابیه ی شما )
قصه از کجا شروع شد..
حدود 5 ماه پیش مردم منطقه ی عسلویه که با وجود همجواری با تاسیسات عظیم گازی نسبت به بی آبی و برخوردار نبودن از آب شرب سالم به سر آمده بودند به این امر اعتراض کردند. و کار به جایی کشید که شیر فلکه ی آب لوله ی خط محرم را بستند .این آب به طرف پارسیان و لنگه می رفت که در نوع خود عجیب بود که با وجود عبور خط لوله از چند متری روستاهای بخش عسلویه ، از آن بی بهره بودند! به طوری که وقتی این خط از سد کوثر می آید با رسیدن به پایتخت اقتصاد و انرژی ایران راه خود را به کج می کند!!! و بطرف لنگه می رود!!
این مسئله بعد از تحصن مردم بخش عسلویه به اصطلاح حل شد و قرار شد به همه ی روستاهای بخش آبی قابل شرب داده شود. اما این مشکل به اینجا ختم نشد و چند روز اول را مردم آب شیرین نوش جان کردند ، ماه شدند ، گل شدند و خدا را شکر کردند. اما روزهای بعد دیگر از آن آب سالم خبری نشد و روزی را آب شیرین و روزی را آب شور مصرف کردید و بقه روزها را آب نداشتند.در این رابطه مسئولین از خرابی پمپ چاه واقع در سهمو جنوبی گفتند .بعد از ان پمپ را عوض کردند و جالب اینکه این پمپ با وجود مهندسین و متخصصین همچنان با اشکال روبه رو بود. روستاهای بندو ، سهمو جنوبی ، سهمو شمالی و مروع و سواحل که قرار بود آب مصرفی خود را از این چاه بگیرند روزها را یکی پس از دیگری در گذر دیدند و کسی حتی زحمت فکر کردن به آنها را به خود نداد! راه حلهایی مطرح بودند که در طبقه بندی راه حلها از آنها به عنوان مسکن یاد می شود و مشکل را حل نمی کند.
این درحالیست که مردم هنوز از آب انبارها(به زبان محلی برکه) برای تهیه ی آب استفاده می کنند!
آب را گل نکنیم
در فرو دست انگار نوزادی میگرید
بزی آنجا برای خوش میچرد
گوسفندها لاغر..
و پیاله ها پر از خالیست.
ودیگر نیست زحمتی برای جاذبه ی زمین !
شاید این آب می آید از سهمو
شاید بزها میخورند..
نمیدانم!!
لوله ی افکارم ترکید
یا می آید از آبگیری بی معنا
شاید مرغان میخورند ، می آورند برای ما.
شاید باغچه ما رنگ سبزش خشک است.
در ده بالا اما..
زنبورها میخورند..
بچه هاشان خوشحال
و مردماشان انگار ،
خوشه ی افکارشان درو کرده اند.
انگار آب را گل کرده اند که نمی آید..
پی نوشت : از زحمات سهراب متشکریم که این شعر مال اوست .مدتیست که روستای بندو و سهمو جنوبی از آب سالم شیرین و قابل شرب محرومند.با تلاشهای مردم منطقه برای برخورداری از آب سالم اما این دو روستا هنوز از آب سالم قابل شرب برخوردار نبوده و در بیشتر اوقات آب قابل استفاده ی آنها ، آبی شور است و هنوز خبری از رفع این مشکل ، نیست.
خط صفر شماره ی خرداد منتشر شد.
روستای بندو آخرین روستای استان بوشهر است به سمت هرمزگان ! و یکی از روستاهای پایتخت اقتصادی و انرژی ایران اسلامی ، و شهرستان گاز خیز ! عسلویه است. در روستا کمی بیشتر از 600 نفر انسان زندگی خودشان را می کنند! این 600 و اندی نفر در 100 و اندی خانه روزگار می گذرانند !