جوانان بومی در شهرستان عسلویه اقدام به راه اندازی وبلاگ کردند. وبلاگ نویسی در پایتخت اقتصاد ایران متولد شد. وقایع روزانه را برای مخاطبین پست می کردند. تصاویر زیبایی های منطقه را به جهانیان نشان می دادند. و اینگونه در فرهنگ سازی جامعه کمک می کردند. جامعه ای جهان سومی با یک انقلاب در 1357 ، یک جنگ 8 ساله که بسیاری از داشته های مارا سوزاند و تحریمهایی که دامن گیر ماست نیازمند دانستن و تعامل بیشتر بود تا این موارد را پشت سر بگذارد و به ساحلی امن و جایی که استحقاقش را دارد برسد.
از این رو تعدا سایتهای خبری پیشرفت های زیادی داشتند. شبکه های اجتماعی نیز جهان را مانند یک دهکده و به نوعی زندگی را دگرگون ساخت. همه ی کشورها تحت الشعاع تغییرات جهان فیبر نوری و اینترنت قرار گرفتند. این سایتهای خبری خبرهای بسیار زیادی در روز پراکنده می کرده و میکنند.
عسلویه نیز به دلیل اهمیت بسیار بالای آن در تولید گاز و پتروشیمی و در نتیجه "ثروت" از جایگاه بسیار بالایی در خبرها برخوردار بوده و هست. و کسی که منکر این مورد است یا عسلویه را نمی شناسید یا اقتصاد مملکت را لمس نکرده است.
در اینجا با یک منطقه ی مهم اقتصادی مواجه می شویم که از دنیا بی خبر است! از پایتختی حرف می زنیم که اینترنت خوبی ندارد و این یک مشکل و یک خطای استراتژیک است. کسانی که تولید می کنند باید از آن خبر داشته باشند. مردم باید بدانند عسلویه چه نسبتی از بودجه ی مملکت را فراهم و چه نسبتی را صرف خود می کند؟؟ مردم باید بدانند آلودگی شرکت های منطقه چقدر است؟؟ نسبت تصادفات چه اندازه بیشتر شده است یا کدام وزیر فردا به عسلویه می آید؟؟
این مورد و موارد دیگر به فرهنگ سازی و شفاف سازی کمک بسیار زیادی خواهد کرد. فرهنگ سازی و پذیرش مواردی که قبلا شاید غیر قابل باور بود یک پیشرفت به حساب می آید. این باورها اغلبا می توانند باورهای غلطی باشند که نسبت به موردی داشته و حالا تغییر کرده و جایش یک امیدواری و نگاه به آینده ای زیبا باشد. لمس کردن وقایعی که در این منطقه اتفاق می افتد ، صادرات گازی و پتروشیمی ، سفرهای رئیس جمهور ، وزرای مختلف به عسلویه یک اتفاق مهمی است که به فرهنگ جامعه کمک می کند. و نشان از اهمیت بالای منطقه دارد. چرا یک جنوبی نتواند این همه اتفاقات را ببیند و بشنود؟؟ به استقبال یک وزیر برود و مهمان نوازی جنوبی ها را نشان دهد؟؟ یک خوش آمد گویی خالی می تواند نگاه ها را تغییر دهد و به تعامل برسد.
شفاف سازی نیز مانند یک دفاعی است که از خط حمله شروع می شود. در شفاف سازی ما آنچه را که انجام داده ایم ، آنچه را انجام می دهیم و افکار ما برای آینده را برای اعضای گروه یا یک جامعه ی مدرن می گوییم. گفته های ما از انتقاد هایی مبنی بر کم کاری ، به فکر نبودن برای اجرای اهداف گروه یا جامعه جلوگیری خواهد کرد. و سدی خواهد بود که مسئولین را در امان خواهد گذاشت.
مواردی که بالا گفته شد. از قبیل شفاف سازی و فرهنگ سازی و اطلاع رسانی نیازمند رسیدن به هدف مورد نظر هستند. در اینجا هدف همان جامعه است ولا غیر ! یعنی اعضای آن گروهی که اهداف برایشان مهم است. نه فقط چند نفر بالا دستِ خود که به ترفیع درجه بینجامد!
مهمترین وسیله ی ارتباطی امروز جهان ،بدون شک اینترنت است. اینترنت با داشتن میلیونها کاربر میدان مناسبی برای اطلاع رسانی است. میدانی که می توان در آن شفافیت خود را به رخ دیگران کشاند.
در عسلویه جایی که 8 درصد گاز کل دنیا را در اختیار دارد هنوز یک اینترنت با کیفیت وجود ندارد! با پیشرفت صنایع شیمیایی هنوز جوامع بومی محلی پیشرفت چندانی نداشته اند. این یک توسعه ی ناپایدار و نامتوازن است که دیر یا زود مشکلاتی روی دست دولت خواهد گذاشت.
برای خواندن اخبار مربوط به استان خود و یا همین عسلویه نیازمند یک اینترنت قوی هستیم و اینترنت پیش رو نمی تواند نیازی های در حال گسترش افراد جامعه را تامین کند. در روستاهای شهرستان اینترنت یک طلای کمیاب و در حالاتی نایاب است. مردمی که باید در پیشرفت جامعه سهیم باشند از وسایل لازم برخوردار نیستند! پس به ناچار یک منفی نگر ، منتقدی سخت و پایدار خواهد شد که در جامعه ی ما ، خود یک مشکل است!
یک وبسایت یا یک وبلاگ لازم است به بیشترین تعداد از افراد جامعه برسد تا موفق باشد و پیام خود را برساند. چه بسا مسئولین برای انتشار اهداف و اخبار خود به سایت و وبلاگ رو می آورند اما بعد از زحمت های زیاد به هدف خود نمی رسند! در این معادله یک عنصر حیاتی مفقود است. همان وسایل ارتباطی با کیفیت که بتواند جامعه را زنده ، شاداب و پرنشاط نگه دارد. و وقایع آن اداره را به گوش یک هموطن برساند.
مسئولین باید به فکر باشند که اطلاع رسانی ، شفاف سازی و فرهنگ سازی در این دنیای مدرن که باید همه ی افراد جامعه را تحت پوشش قرار دهد با این امکانات ضعیف و ابتدایی جواب نخواهد داشت و باید فکری به حال این زیر ساختهای حیاتی کرد.
روستای بندو آخرین روستای استان بوشهر است به سمت هرمزگان ! و یکی از روستاهای پایتخت اقتصادی و انرژی ایران اسلامی ، و شهرستان گاز خیز ! عسلویه است. در روستا کمی بیشتر از 600 نفر انسان زندگی خودشان را می کنند! این 600 و اندی نفر در 100 و اندی خانه روزگار می گذرانند !