خوابش می برد اما دوست داشت کمی روشن باشد!
چراغها را نور بخشید،
اما بازهم دوست داشت..
زمان را صبر کرد و اندک راه رفت
شاید قدم بردارد!
شیر آب را به یاد آورد در تاریکی شب
که شاید چاهی اندر پای خسته باشد
اما چه شد!!؟؟
دگر آنتن آبی نبود
یعنی شاید دکلها سوخته باشند!
نمی دانم شاید نمی دانم...
که ما آب نداریم
چراغها را نور بخشید،
اما بازهم دوست داشت..
زمان را صبر کرد و اندک راه رفت
شاید قدم بردارد!
شیر آب را به یاد آورد در تاریکی شب
که شاید چاهی اندر پای خسته باشد
اما چه شد!!؟؟
دگر آنتن آبی نبود
یعنی شاید دکلها سوخته باشند!
نمی دانم شاید نمی دانم...
که ما آب نداریم
روستای بندو آخرین روستای استان بوشهر است به سمت هرمزگان ! و یکی از روستاهای پایتخت اقتصادی و انرژی ایران اسلامی ، و شهرستان گاز خیز ! عسلویه است. در روستا کمی بیشتر از 600 نفر انسان زندگی خودشان را می کنند! این 600 و اندی نفر در 100 و اندی خانه روزگار می گذرانند !