چندی پیش مطلبی با عنوان "در عسلویه ماههاست آب نداریم! " را در وبلاگ منتشر کردم. مطلبی که از نداشته های مردمی سخن می گفت که در ثروتمندترین نقطه ی ایران زندگی میکردند. اینجا شاهرگ سوختی ایران زمین است. جایی که به افتخارش شعله های آتشینی افروخته اند..کارگران زیادی مشغول کارند. هر روز مسئولی عوض میشود.. خلاصه دنیایی میچرخد و از این دنیای اینجا ، دنیای بزرگتری آباد میشود.
یادم می آید در فلان خبرگزاری نوشته بود روزانه از هر فازش 10 میلیون دلار استحصال میشود . فکر کردم، چند فاز در عسلویه کار میکند؟! پولش زیاد شد باور کنید!
ما در عسلویه ای زندگی میکنیم که چندین ماه است آب ندارد! برای یک غریبه باورش سخت است و وضع اینجا برای هر شنونده ی غیر بومی غیر قابل هضم است که در جایی که گازش به جای جای جهان میرسد ، مردمش از آب شیرین لوله کشی محروم باشند.
ولی این عین حقیقت است.

شماره ی 643 29 آبان 1390 نسیم جنوب را که ورق میزنم خبری توجه ام را جلب میکند. این مقاله ای است که چندی پیش در وبلاگم نوشته بودم!
درعسلویه ماههاست آب نداریم!
به تفصیل در صفحه ی ششم شماره ، مطلب را چاپ کرده است.
سوالی که خود به خود مطرح میشود این است که آیا مسئولین ما هیچ یک به خود زحمت میدهند رسانه ها را دنبال کنند؟ میبینند امروز مردم چه خواسته اند؟ می خوانند فلان سایت خبری ، چه نوشته است؟ در خیابان قدم نمی زنند؟ روزنامه ی دکه های مطبوعاتی را نمی خوانند؟ هیچ دوست و رفیقی ندارند رسانه ها را دنبال کند؟ اداره ی مسئولین ما مگر کجای شهر هستند؟! که بی خبر از دنیای پیرامون خودشان زندگی می گذرانند؟!
نسیم جنوب ، معتبرترین نشریه ی استان بوشهر در صفحه ی اول خود از درد مردم عسلویه نوشته بود. از محرومیت مردم ، سال هاست که میگذرد و یک ماه و نیم است که نشریه مطلب خود را منتشر کرده است..اما تا این لحظه هیچ خبری از آب سالم قابل شرب نشده است.
روستای بندو آخرین روستای استان بوشهر است به سمت هرمزگان ! و یکی از روستاهای پایتخت اقتصادی و انرژی ایران اسلامی ، و شهرستان گاز خیز ! عسلویه است. در روستا کمی بیشتر از 600 نفر انسان زندگی خودشان را می کنند! این 600 و اندی نفر در 100 و اندی خانه روزگار می گذرانند !