والا چی بگیم ؟! چی نگیم؟! به کی بگیم و از کی پنهون کنیم..
چیزیه که معلومه ! هیچم از کسی پنهون نیست.. اگه هم نخوای می دونی که ...
که کتابخونه مون چه حالشه! (یعنی حالش چطوره )
مدتیه دنبال تهیه کتاب بودیم.از این و اون کتاب می گرفتیم یه کتابخونه راه اندازی کنیم.
بچه های روستا هم به وسع خودشون کم نزاشتن تو حس انسان دوستانه !
اون وضع دیگه برای کتابخونه نون و نمک نمی شد . یه مدتیه فکر کتابای سازمان کانون های مساجد هستیم
آخه کانون ما به ثبت رسیده و الان باید کتاب خرمن خرمن بیارن برای اینجا
اینو بگم و تموم کنم
60 جلد کتاب از سازمان کانونهای مساجد گرفتیم که خوشحال کننده می مونه ..
این بود اندر احوالات کتابخونه تا این لحظه.. ""وبلاگ کتابخانه روستای بندو""
راستی از کتابخانه های شهر خودتون چه خبر ؟
روستای بندو آخرین روستای استان بوشهر است به سمت هرمزگان ! و یکی از روستاهای پایتخت اقتصادی و انرژی ایران اسلامی ، و شهرستان گاز خیز ! عسلویه است. در روستا کمی بیشتر از 600 نفر انسان زندگی خودشان را می کنند! این 600 و اندی نفر در 100 و اندی خانه روزگار می گذرانند !