تبليغاتX
!اينجا بندوست

اينجا بندوست!

جهان هستي..کهکشان راه شيري..خاورميانه..ايران..بوشهر..کنگان..عسلويه..روستاي بندو
روز جهانی قدس و چند نکته

همه می دانیم در خاورمیانه در سالهایی نه چندان دور ( قرن بیستم ) حوادثی رخ داد که باعث شد قومی غریب از همه ی نواحی دنیا به سرزمینی که مال خودشان نیست بیایند و برای خود زندگی به پا کنند..همه می دانیم.

همه می دانیم که این قوم خود را از همه ی ملت ها برتر می داند و خودشان می گویند خدا فقط آنها را اشرف مخلوقات آفریده و دیگر انسانها آدم نیستد. این را در کتابهابهای مقدس تحریف شده شان می توان پیدا کرد! و خطرناک تر از همه این است که یهود معتقدند که کشتن هر انسانی غیر از یهودیان قوم خود به مثابت تقدیم کردن قربانی برای خدا است. این هم در تورات قرن بیست و یکم پیدا می شود.

قومی به این بی شرمی!

این قوم آواره ی دنیا بودند و از همه جا رانده شده بودند که انگلیسیها با تقدیم این سرزمین به آنها سهم بسیار زیادی در این جرم داشتند.

از این که بگذریم به مسجد الاقصی و شهر قدس می رسیم مسجدی که پیامبر اسلام در آن به معراج رفت و با خدا در بلندای آسمان هم صحبت شد. مکانی که حضرت محمد نماز  را برای ما به تخفیف در آورد و از ۵۰ رکعت در روز به ۵ رکعت کاهش داد.  (چه حقی به گردن ما داره نه؟)

 مسجدی که تا به امروز در دست یهودیان است و اصرار دارند همیشه و برای ابد دست آنها باشد.و همیشه در رسانه ها اعلام می کنند که زیر مسجد الاقصی و مکانهای مقدس اسلامی کانالهایی حفر کرده اند و در حال تکمیل آن هستند. چرا این همه از این مسئله خبر می دهند و چرا به خبرگزاریها و دوربینهای خبرنگرانان اجازه می دهند تصاویر سوسکهای نژاد پرست اسرائیلی که در حال تخریب هستند را آزادانه منتشر کنند؟؟

چرا از این مسئله هیچ ترسی از مسلمانان ندارد؟

و اگر می خواهند مسجد الاقصی را تخریب کنند چرا در رسانه ها این همه مانور می دهند؟!

این مسئله را به آهستگی تمام انجام می دهند. هرچه مسئله ی تخریب آن تکرار شود مردم و در کل مسلمانان به آن عادت می کنند و با آن کنار می آیند که این خطری بزرگ در حین نامحسوس بودن آن است چرا که آنها معتقدند که با این کار اگر هم مسجد الاقصی تخریب شود با توجه به بی اهمیت شدن مسجد برای مسلمانان دیگر هیچ تحرکی از جانب آنها صورت نمی گیرد!!

نکته ی دیگر اینکه به اعتقاد خودشان اگر این نقشه به سر انجام برسد و مسجد الاقصی از بین برود می توانند بر مسلمانان سلطه ی بیشتری داشته باشند به این دلیل که مسجد الاقصی نماد و هویت اسلام و هر مسلمان است و آرزوهایی در این راه هم نزدیک و هم دشوار دارند اگر روزی از بین برود دیگر چیزی برای جنگیدن نخواهد بود و چیزی که با ارزش بوده از بین رفته است.

نوشته شده توسط عبدالصمد محمدی در جمعه دوازدهم شهریور 1389 | لينک ثابت مطلب
Palestine Will Be Free
   

 

 

Mp3

Download

 

نوشته شده توسط عبدالصمد محمدی در چهارشنبه دهم شهریور 1389 | لينک ثابت مطلب
از سهمو جنوبی و زبار تا اندلس و سویا

از وقتي سهمو جنوبي را شناختم مسابقات قرآن کريم هم بوده. مسابقاتي که در ماه پر فضيلت رمضان برگزار ميشود ماهي که قران در آن نازل شد تا نور راه انسان گمراه زميني باشد.ماهي که به نام ماه تلاوت قرآن ناميده ميشود.
اين مسابقات را هرساله برگزار ميکنند. هر ساله و در يکي از شبهاي نيمه ي دوم رمضان. در آن شرکت کنندگاني از همه ي منطقه عسلويه شرکت مي کنند علاوه بر اين از شهرستان پارسيان و کمي اين طرف و آن طرف هم مي آيند.
امسال اما مسابقات کمي متفاوت بود. تفاوت از بسياري از جهات. مسابقات سهمو جنوبي امسال بر خلاف سالهاي گذشته که افطاري به همه ي حضار مي دادند امسال افطاري در کار نبود. نکته ي ديگه اينه که امسال مسابقات در مسجد جامع برپا بود .سالهاي قبل اون رو تو مدرسه ي شهيد ابراهيمي مي ديديم.
به اختتاميه که برسيم اختتاميه ي شلوغ و پرباري بود. در مسجدي تا حدودي پر و دور و برش هم از ماشين و موتور سيکلت خالي نبود از همه ي منطقه مهمان داشتند.
خوش به حال مهماناني که زود يا به موقع آمده بودند .مهماني داشتند از روستاي بهده (روستايي از توابع شهرستان پارسيان که 90 کيلومتري با اينجا فاصله داره) آقاي دکتر حسيني که نميدانم تخصصش چيست و چه درس خوانده ولي ميدانم بچه ي بهده است و رئيس دانشگاه علمي کاربردي پارسيان. بچه ها می گفتند در مسکو درس خوانده.

 حرفهايش جذاب بود از قران گفت و بعد از آن به اندلس رفت و تاريخ مسلمانان در آن دوران را ورق زد  از  مناطق آنجا حرف زد سويا و کوردوبا و شايد بلد الوليد (همون والادوليد خودشون) خلاصه از همه  گفت (آدم دلش براي آنجا پر ميزند). عصري که 400 سالي مي شود که با آن فاصله گرفتيم. چرا و چطورهاش بماند.


مسابقات مشابهي هم با عنوان رياحين الجنه  4 در زبار برگزار شد.مسابقات رياحين الجنه براي نونهالان و نوجوانان زيز 15 سال است که بخشي از قرآن راحفظ کرده اند يا قرائت آنها خوب است.بچه هايي که از همه ي روستاهاي بخش بودند که توجه والدين و مدرسين قرآن خود روستاها را مي رساند. طبيعتا اين نسل است که تا چند سال ديگر در مسابقات بزرگسالان شرکت مي کنند و سرمايه ي نهفته ي هر روستا و در کل کشور هستند. پرورش آنها پرورش نسلي قوي در همه ي زمينه هاست. چه بسا افراد داريم که با وجود برکت حفظ قرآن در سينه ي خود؛ دانش آموزان و دانشجوياني موفق و نابغه هستند.
در مسابقات زير 15 سال رياحين الجنه از نونهالان زير تقدير شد.


نفر اول حفظ : ضياء الدين سروري از روستاي اخند
نفر دوم : محمد ابراهيمي روستاي بستانو
نفر سوم: احمد عليزاده از روستاي سهمو شمالي


نفر اول قرائت : يوسف سزاواريان از روستاي بستانو
نفر دوم : جاسم کيميايي از روستاي بنود
نفر سوم: محمد سالمي از روستاي بندو

نوشته شده توسط عبدالصمد محمدی در یکشنبه هفتم شهریور 1389 | لينک ثابت مطلب
نفتکش زمینی

23 خرداد 89 ساعت 21 و 30 ، در هياهوي ماشين و تريلي و عبدالله و يحيي و محمد و زکريا، ما هم اکنون در راه فيروز آباد در جاده هاي دور معلق مانده ايم انگار تانکري آنطرف ليز خورده و افتاده روي جاده!
عبدالله و يحيي و محمد مانند سه تا جغد دفتر و قلم نديده به من خيره شده اند! انگار نيست که مدرسه رفته اند!
محمد آن پيراهن سبز رنگش را پوشيده. آن پيراهني که مرا ياد دا آغا مي اندازد.دل آغا همان کارگر افغاني است که در بندو چند ساليست کار مي کند.

نوشته شده توسط عبدالصمد محمدی در جمعه پنجم شهریور 1389 | لينک ثابت مطلب
گرگیعان (گرنگشوه)

از چند روز قبل مردم روستا خودشون رو برای این شب آماده میکنن.به بازار می روند خرید می کنن تا برای یک شب بچه های روستا خوشحال شوند.بعد از افطاری که اذان گفت و همه افطار خوردن بچه ها خودشون رو برای کرنکشو (گرنگشو) یا گرنگعوه آماده میکنن تا لباس قشنگشون رو به تن کنن و با دوستاشون برن بیرون.بچه های نوجوان و کوجولوها این شب را از خانه بیرون میزنند و در کوچه های روستا باهم و دسته جمعی می گردند. سرو  صدای آنها همه ی روستا رو فرا میگیره این یکی زود نیومده  اون یکی جلوتره . بچه ها با اون کیسه های پارچه ایشون همه ی خونه ها رو میگردن پیرزن و پیرمردها رو میبیننن و به خونه ی دوستاشون میرن.

 

گرنگشو رسمی است که هر سال در ماه مبارک رمضان بچه های کوچولو و نوجوانان منطقه ی عسلویه (بلکه کل منطقه ی عرب نشین جنوب ایران) به شادی و سرور می پردازند.به این شکل که بعد از افطار روز چهاردهم رمضان (فردا ۱۵ رمضان) همه ی بچه های محله و روستا به خانه ی همسایه ها و بستگان خود سر میزنند.

در این رسم دیرینه بچه ها وقتی در کوچه و خانه های روستا هستند شعرهایی را سر میدهند که شادی و سرور آنها را نشان میدهند.آنها میگویند:

 گرنگشو گرگاشو

عطونا الله یعطیکم

بیت المکه ایودیکم

یا مکه یا معموره

بیت السلاسل و الذهب یا نوره

عطونا زخه میزان ... الله ایخلی عزیزان

عطونا زخه غرشه... الله ایخلی ابو کرشه

عطونا زخت خیشه ... الله ایخلی عویشه

 

کلمه ی "قرقیعان" که اصل نام این رسم دیرینه است در هریک از کشورهای حاشیه ی خلیج فارس به نحوی تلفظ میشود. در کشورهای قطر ،بحرین و عربستان سعودی گرنگعوه (کرنکعوه) ، در کویت قرقیعان  در عمان قرانقشوه است.

بچه ها در این شب زیباترین لباسهای خود را به تن میکنند. دختران در این شب "دراعه" (بالا پوشی گشاد و آستین دار) و سر پوشی به نام "بخنق" می پوشند. که با زری و خوص و نقش های سنتی کار شده است.پسران هم طبق آئین ها و لباس محلی دشداشه می پوشند.

بعد از افطار مراسم شروع میشود. بچه ها دست خواهر و برادر و دوستان خود را میگیرند و کیسه هایی که معمولا" از پارچه است و از قبل آماده کرده بودند را برمی دارند و به خانه ی بستگان خود می روند. والدین در هر خانه در این شب انواع اجیل ، پسته ، شوکولات ، و در امروزه نیز پفک  ، یخمک و کیک نیز آماده میکنند تا به بچه ها بدهند.

نوشته شده توسط عبدالصمد محمدی در سه شنبه دوم شهریور 1389 | لينک ثابت مطلب
لگیمات، طعم خوش لحظه ها

در ماه رمضان هرجا و هر مکان، آداب و رسوم ،حال و هوا ، شیرینی و غذاهای خاصی دارد.در منطقه ی عسلویه و روستاهای شهرستان پارسیان هم غذاهای محلی و شیرینی های خوشمزه ای طبخ می شود که یکی از آن شیرینی ها لگیمات (همان لقیمات) است که زنان روستایی در ماه مبارک رمضان می پزند.لگیمات سر سفره ی افطار و شام و در ماه رمضان طمع به خصوصی دارد و رنگ دیگری به سفره ی روزه داران میدهد.

لگیمات از لقیمات که جمع لقمه است می آید و معنایلقمه لقمه را هم می دهد. لقمه هایی از خمیر آرد و تخم مرغ و شکر و... که با شیره ی رطب نخل یا عسل آغشته میشود.(چه طعمی اونم اگه روزه بوده باشی)

 

قبل از افطار بوی خوش لگیمات حتی اگه تو کوچه هم باشی می آید.زنان روستا لگیمات رو اول به شکل خمیری از آرد و دارچین و تخم مرغ و ماست و... در می آورند و توی روغن سرخ می کنن تا خوب پخته بشه بعد اون رو توی شیره ی رطب و خرما یا شیره ی شکر آغشته میکنن تا همه ی قسمتهای اون شیرین بشه.بعد هم اونو به سر سفره ی روزه دارهای گرسنه میارن تا بعد از اذان لبی تر و جانی تازه کنن

پی نوشت: یادم میآد معلم کلاس چهارم ما لگیمات دوست داشت.میگفت اونا لگیمات را با شیره ی شکر یا عسل می خورن.

نوشته شده توسط عبدالصمد محمدی در شنبه سی ام مرداد 1389 | لينک ثابت مطلب
مسجد دو قسمت می شود

ماه رمضان ماه میهمانی خدا ماه دوباره متولد شدن ، ماه قرآن و شب های با عطر دعای با خدا مبارک.

با آرزویی کامیاب بودن در همه ی لحظات این ماه پر برکت.

هر سال رمضان حال و هوای خودش را دارد هر سال برچسب خاص آن سال را دارد.

امسال با نزدیک شدن به این ماه ، مساجد روستای بندو (و طبیعتا" همه ی منطقه) خود را برای این ماه آماده میکنند. مساجدی که خانه ی خدای این ماه است. جوانان روستا به آماده کردن مسجد محله ی خود مشغول میشوند. هر یکی به قدر توانایی خود کاری انجام میدهد.مسجد را شستشو می دهد ، غبار محراب را پاک میکند، آبشیرین کن مسجد را تنظیم میکند ، لامپهای مناره را چک میکند و خیلی کارهای دیگر.

گروهی هم مسجد را برای نمازهای تروایح آماده میکنند. آماده میکنند زنان و دختران روستا هم بتوانند مانند مردان محل در مسجد نمازهایشان را بخوانند. و با خدا در مقدس ترین اماکن زمین درد و دل کنند.

مسجد را برای این کار آماده میکنند. پرده که از قبل آماده کرده بودند را با میله درهم میکنند!! از یک سمت  دیوار به آن سمت دیوار می رسانند تا مسجد روستای ما دو قسمت شود. قسمتی برای مردها و قسمتی برای زنان و دختران روستا.

 و حتی بچه های کوچولویی که می آیند و در مسجد سرو صدا راه می اندازند. وهر سال اینچنین است.

نوشته شده توسط عبدالصمد محمدی در شنبه بیست و سوم مرداد 1389 | لينک ثابت مطلب
اینجا بندوست! 2 ساله شد
وبلاگ اینجا بندوست! دو ساله شد.
اولین پست وبلاگ را اینجا ببینید.
نوشته شده توسط عبدالصمد محمدی در سه شنبه نوزدهم مرداد 1389 | لينک ثابت مطلب
برگزاری مراسم اختتامیه ی اردوی جهادی گروه بعثت پیام نور عسلویه

شب گذشته کلاسهای تابستانی روستای بندو پایان یافت و اختتامیه ی آن برگزار شد. دیشب در میان مردم روستای بندو در مسجد جامع روستا مراسمی به همت دانشجویان گروه جهادی بعثت دانشگاه پیام نور عسلویه و به مناسبت پایان کلاسهای تابستانی برگزار شد.این گروه جهادی دانشجویی با کلاسهایی که از ۲۱ تیر امسال آغاز کرده بود دیشب به ۲۵ روز تلاش و کار مخلصانه ی خود پایان داد. این گروه ۱۵ نفره از جای جای استان بوشهر ، هرمزگان و استان فارس بودند که در قالب گروه جهادی و دانشجویی با نام بعثت در گرمای طاقت فرسای تابستان جنوب به آموزش کودکان و نوجوانان روستای بندو همت گماشته بودند.

در این ۲۵ روز دانش آموزان و دانشجویان حال و هوای خاصی داشتند.یکی از دانشجویان دوربینی با خود آورده بود و از بچه ها عکس می گرفت و می گفت بعد از ۱۰ سال می خواهم دوباره بیایم و بچه ها را ببینم.با این امید که خودشان آینده ی روستا را ساخته باشند.

در آئین اختتامیه رئیس شورای اسلامی ، امام جمعه و آقای درخشی نژاد (یکی از دانشجویان دانشگاه بین المللی پیام نور عسلویه) به ایراد سخنرانی پرداختند.در این مراسم رئیس شورای اسلامی روستا اقای عبداللهی از همه ی دانشجویان گروه جهادی بعثت تشکر کرد و برای همه ی آنها آرزوی توفیق کرد.امام جمعه ی بندو هم به نقش بسیج دانش جویی و دولت خدمتگزار ایران اسلامی اشاره کرد و از این بابت به لزوم شکر و قدردانی از این نعمتها تاکید کرد.آقای درخشی نژاد هم از همکاری جوانان و نوجوانان روستا تشکر کرد و به لحظه های خاطره انگیز این اردوی دانشجویی اشاره نمود.

در پایان برنامه هم از طرف گروه دانشجویی بعثت از دانش آموختگان روستا تقدیر شد.

در ثبت نام اولیه ی این دوره از کلاسهای تابستانی حدود ۱۳۰ نفر نام نویسی کرده بودند.که دانشجویان گروه جهادی در این رشته از کلاسها فعالیت کرده بودند      

کلاسهای :

آموزش مقدماتی کامپیوتر

آموزش مقدماتی زبان خارجه

آموزش فوتبال

آموزش نقاشی و طراحی برای کودکان

کلاس ریاضیات راهنمایی و دبیرستان

کار رنگ آمیزی درب و پنجره ی کلاسها و دروازه های زمین فوتبال را نیز به این فعالییت ها اضافه کنید. 

خاطر نشان میکنم در کنار این کلاسها  کلاسهای قرآن هم در روستا دایر بود که دانش آموزان آن همین دانش آموزان کلاسهای تابستانی تحت آموزش دانشجویان بود که جای بسی شکر دارد.

پی نوشت : این گروه جهادی نیز در مدرسه ی شهید یوسف ابراهیمی روستای سهمو جنوبی فعالیت کرده بودند که از جمله فعالیتهای آنها رنگ آمیزی دیوار و درب و پنجره ها و تعمیر برق ساختمان مدرسه بوده است. 

نوشته شده توسط عبدالصمد محمدی در پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389 | لينک ثابت مطلب
سفری به شهر پريان

 
ديروز قبل از غروب نارنجي آفتاب بچه هاي روستا تصميم به عزيمت به آبادي بالاي روستا گرفتند.
به آبادي دزدنه
راه کمي دوربود و بايد با موتور برويم 6 نفري باهم بوديم که بعد 8 نفر شديم. 8 نفر از جوانان روستاي بندو
قرار بر اين بود قبل از غروب حرکت کنيم.تا بچه ها جمع شدند بعد از نماز مغرب شده بود. نماز را خوانده بوديم که آخرين بازمانده ي در آرزوي سفر به کوه ؛ هم رسيد. خودکار را يادمان رفته بود.
موتورها روشن و يکي يکي راه را پيدا کرديم و راهي شهر پريان شديم.
راه را درست کرده بودند و خيلي راحت تر از گذشته مي شد به رانندگي پرداخت.گردو غبار راننده و مسافرين را هم به دردسر انداخته بود. از گردنه هاي پيچ در پيچ و دره هاي کمي تا نيمه سخت گذر کرديم تا به نهير رسيديم. نهير يکي از آبادي هاي شمال روستاي بندوست
در نهير قبرستاني وجود دارد که به آن "موات" ( رفتگان)  مي گويند.
نهير را رد کرديم تا به دزدنه برسيم اما راه را اشتباه رفتيم با اينکه کوههاي روستا را بلد بوديم!
خلاصه به دزدنه رسيديم نماز عشا وقتش رسيده بود. با ترس، خومان(بعضي ها)، را رسانديم و دست نمازي گرفتيم تا نماز بخونيم(حالا سالم بودن وضو بماند)
نماز را روي بام اتاقي خونديم که روي درش 3 قفل داشت حالا کي نيرويي براش مونده باشه که از پس يکي هم بر بياد!
شام را خورديم.....
بعد از شام همان خودکار را برداشتيم و گفته هايمان را نوشتيم. اين ميگفت اون مي نوشت اين حرف ميزد اون جواب ميداد. زير نور ماه باهم بوديم تا نيمه هاي شب که احساس خستگي کردم.
وقت خواب بود. ساعت 4 بامداد بود که خوابمون گرفت و خوابيديم. صبح از بي خوابي راه چشمه را گم کردم! زير نخلهاي دزدنه رطب تازه اي افتاده بود که خيلي تميزتر و پاک تر از ميوه هاي نخلهاي روستا بود.آنجا گرد و غبار و آلودگي کمتر بود.
قبل از طلوع آفتاب همه بيدار بودند. هواي مطبوعي داشت.
آفتاب نزده بود که راهي روستا شديم.

پی نوشت: در کوههاي شمال شرقي روستاي بندو چهار الي پنج چشمه و آبادي وجود دارد که يکي از آنها  "دزدنه " است.دزدنه بين عين الساده و نهير قرار گرفته است.

نوشته شده توسط عبدالصمد محمدی در جمعه هشتم مرداد 1389 | لينک ثابت مطلب
پروفايل

روستای بندو.. با حدود 600نفر جمعیت و 100خانوار ، آخرین روستای استان بوشهر است.مردمش عربی را خوب میدانند و فارسی را بعد یاد میگیرند
---------------------------------
عبدالصمد محمدی ، متولد بهمن هفتاد ، رئیس امور اجرایی و عضو مجمع عمومی شورای دانش آموزی منطقه ی عسلویه و رئیس سابق شورای دانش آموزی دبیرستان شهدای نفت چاه مبارک
تبليغات
مرغ العين
زنده بخر آماده ببر
العين عرضه کننده ي مرغ زنده و منجمند
در دو منطقه ي عسلويه و پارسیان
سفارش براي مراسمات پذيرفته مي شود
 09173735916